زندگینامه جونکو تابئی؛ نخستین زنی که بر بام جهان ایستاد
مقدمه: قامتی کوچک، ارادهای به بلندای هیمالیا
در دنیای هیمالیانوردی کلاسیک دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی، باور عمومی بر این بود که صعود به ارتفاعات بالای ۸۰۰۰ متر، قلمرو انحصاری مردانی تنومند با توان بدنی خارقالعاده است. اما در ۱۶ می ۱۹۷۵ (۲۶ اردیبهشت ۱۳۵۴)، زنی ژاپنی با قد ۱۴۵ سانتیمتر و وزن ۴۳ کیلوگرم بر فراز قله ۸۸۴۸ متری اورست ایستاد و تمام کلیشههای تاریخی، فیزیولوژیک و جنسیتی کوهنوردی جهان را برای همیشه در هم شکست.
نام او جونکو تابئی (Junko Tabei) بود؛ زنی که نه ثروت بیپایان داشت، نه اسپانسرهای بزرگ بینالمللی و نه از سوی جامعه سنتی ژاپن تشویق میشد. او به طعنههایی مانند «زنها باید در خانه بمانند و چای دم کنند» با پاسخی تاریخی بر بلندترین نقطه کره زمین جواب داد.
در این مقاله اختصاصی از مجله «کوهمارکت»، به بررسی موشکافانه زندگی، صعودهای فنی، استراتژیهای مدیریت بحران و درسهای تابآوری زنی میپردازیم که راه را برای نسلهای بعد از خود در سرسختترین دیوارههای یخی جهان باز کرد.

۱. از کودکی ضعیف در فوکوشیما تا تأسیس اولین باشگاه کوهنوردی تمامزنانه
جونکو ایشیباشی (نام خانوادگی او پیش از ازدواج) در ۲۲ سپتامبر ۱۹۳۹ در میهارو (استان فوکوشیما) متولد شد. او پنجمین فرزند از یک خانواده هفتنفره بود. در دوران کودکی، پزشکان او را کودکی لاغر، نحیف و مستعد بیماریهای ریوی تشخیص داده بودند.
اما نقطه عطف زندگی جونکو در ۱۰ سالگی رقم خورد؛ زمانی که معلم دبستانش او و همکلاسیهایش را به یک پیمایش ساده در کوهستان ناسو (Mount Nasu) برد. تماشای صخرههای آتشفشانی، هوای پاک کوهستان و احساس فتح بلندیها، شعلهای خاموشنشدنی در جان او روشن کرد.

شکستن ساختار سنتی: تأسیس باشگاه کوهنوردی زنان (LMC)
پس از فارغالتحصیلی در رشته ادبیات انگلیسی از دانشگاه زنان شوا در توکیو، جونکو به باشگاههای کوهنوردی مردانه پیوست. اما به زودی دریافت که در نگاه اکثر مردان آن دوران، حضور یک زن در برنامه صرفاً جنبه تشریفاتی یا آشپزی دارد و هیچ صعود فنی مستقلی به زنان سپرده نمیشود.
جونکو تسلیم این ساختار نشد. در سال ۱۹۶۹، او «باشگاه کوهنوردی زنان ژاپن» (Ladies Climbing Club: LMC) را با شعار جسورانه:
«بیایید خودمان، با تصمیم خودمان و به تنهایی به اکسپدیشنهای خارجی برویم!»
تأسیس کرد. این باشگاه به سرعت به پایگاهی برای صعودهای فنی زنان در آلپ ژاپن و رشتهکوههای مرتفع تبدیل شد.
۲. صعود تاریخی به آناپورنا ۳ (۱۹۷۰)؛ تثبیت شایستگی فنی
پیش از آنکه ایده جسورانه اورست مطرح شود، جونکو و تیمش نیازمند اثبات توانمندیهای خود در ارتفاعات بالای ۷۰۰۰ متر بودند. در سال ۱۹۷۰، تیم LMC عازم صعود فنی به قله آناپورنا ۳ (Annapurna III) با ارتفاع ۷۵۵۵ متر شد.
آنها مسیری فنی و ناشناخته را انتخاب کردند. علیرغم شرایط جوی بد، کمبود تجهیزات مدرن و چالشهای اکسیژن، جونکو تابئی به همراه همطنابش «هیروکو هیرانو» موفق به فتح قله شدند. این صعود تاریخی، نخستین صعود تمامزنانه به این قله بود و راه را برای برنامهریزی رویای بزرگتر باز کرد: اورست.

۳. اکسپدیشن اورست ۱۹۷۵: تجهیزات دستساز، بیپولی و نبرد با طوفان
در سال ۱۹۷۱، جونکو درخواست مجوز صعود اورست را به دولت نپال ارسال کرد. اما دریافت این مجوز تا سال ۱۹۷۵ به طول انجامید. بزرگترین چالش تیم، تأمین هزینه و تجهیزات بود:
ساخت دستساز تجهیزات در خانه!
بسیاری از شرکتها و اسپانسرهای بزرگ ژاپنی حاضر به حمایت مالی از یک تیم زنانه نبودند؛ آنها معتقد بودند این پروژه با شکست مفتضحانه به پایان میرسد. جونکو و همراهانش تسلیم نشدند:
- دستکشها و گترها: آنها از روکش چرمی و ضدآب کهنه صندلیهای اتومبیل برای دوختن گتر و روکش دستکشهای دوپوش استفاده کردند.
- کیسهخوابها: پرهای غاز خام را خریداری کرده و کیسهخوابهای دوپوش را با چرخ خیاطی در خانه دوختند.
- تأمین مالی خرد: جونکو با تدریس پیانو و کار پارهوقت در مجلات علمی، هر ین دریافتی را برای خرید طناب، پیچ یخ و کپسولهای اکسیژن ذخیره کرد.
سرانجام در بهار ۱۹۷۵، اکسپدیشن ۱۵ نفره زنان ژاپنی به سرپرستی ایکو هیسانو و مدیریت فنی جونکو تابئی، به همراه ۶ شرپا به بیسکمپ اورست رسیدند.
۴. معجزه در کمپ ۲؛ دفن شدن زیر بهمن مرگبار و بازگشت شگفتانگیز
در تاریخ ۴ می ۱۹۷۵، در حالی که تیم در کمپ ۲ (ارتفاع ۶۳۰۰ متری در دره غربی - Western Cwm) مستقر بود، فاجعهای خاموش رخ داد. در نیمههای شب، یک بهمن مهیب از دیوارههای لوتسه سرازیر شد و چادرهای تیم را به طور کامل در زیر خروارها برف و یخ مدفون کرد.
روند وقایع و بازیابی جونکو تابئی در حادثه بهمن کمپ ۲:
- نیمهشب ۴ می ۱۹۷۵: ریزش ناگهانی بهمن سنگین از دیوارههای لوتسه در ارتفاع ۶۳۰۰ متری و تخریب چادرهای تیم زنان.
- مدفون شدن در زیر برف: جونکو تابئی زیر لایههای فشرده برف و یخ گرفتار شد و برای دقایقی در شرایط بیهوشی و کمبود شدید اکسیژن قرار گرفت.
- عملیات نجات شرپاها: همراهان نپالی تیم با دست خالی و کلنگ برفها را کنار زده و جونکو را زنده از زیر آوار بیرون کشیدند.
- آسیبدیدگی فیزیکی: او به دلیل کوفتگی شدید و آسیب عضلات پا برای چند روز قادر به ایستادن یا راه رفتن نبود.
- تصمیم قاطع و عدم بازگشت: جونکو پیشنهاد بازگشت به بیسکمپ را رد کرد و در چادر تحت ماساژ و استراحت فشرده قرار گرفت.
- حرکت نهایی: پس از چند روز با بازیابی نسبی توان جسمی به مسیر بازگشت و در نهایت در ۱۶ می ۱۹۷۵ بر فراز قله اورست ایستاد.
۵. گامهای نهایی بر فراز جهان: نبرد با تیغه هیلاری
در ساعات اولیه ۱۶ می ۱۹۷۵، جونکو تابئی به همراه شرپای وفادارش آنگ تسرینگ (Ang Tsering) از کمپ ۴ در گردنه جنوبی (South Col) به سمت قله حرکت کردند.
بزرگترین چالش فنی در ارتفاع ۸۷۹۰ متری رخ داد: «تیغه هیلاری» (Hillary Step)؛ یک دیواره باریک یخی و صخرهای که در دو طرف آن پرتگاههای هولناک چند هزار متری به سمت تبت و نپال دهان باز کرده بودند.
جونکو بعدها در خاطراتش نوشت:
«هیچ جایی برای قرار دادن دو پا به طور همزمان وجود نداشت. من مجبور بودم مانند سوارکاری که روی لبه تیغ حرکت میکند، بدنم را روی لبه صخره سنگی و یخ بکشم. هرگز چنین سرمایی را حس نکرده بودم؛ اما میدانستم اگر نگاهم را از نوک کلنگ کوهنوردیام بردارم، سقوط خواهم کرد.»
در ساعت ۱۲:۳۰ ظهر، جونکو تابئی به عنوان نخستین زن در تاریخ بشر بر فراز قله ۸۸۴۸ متری اورست ایستاد. او به جای غرور و نمایشهای تبلیغاتی، به آرامی زانو زد و از تماشای انحنای کره زمین لذت برد.

۶. تکمیل پروژه «هفت قله» (Seven Summits) و دفاع از محیطزیست کوهستان
صعود به اورست پایان ماجراجویی جونکو نبود؛ او اهداف بزرگتری در سر داشت:
۱. نخستین زن فاتح هفت قله (۱۹۹۲)
در سال ۱۹۹۲، جونکو تابئی با صعود به قله پونچاک جایا (Puncak Jaya) در اقیانوسیه، نام خود را به عنوان نخستین بانوی جهان که موفق به صعود به بلندترین قلههای هر هفت قاره شد ثبت کرد:
- اورست (آسیا) - ۱۹۷۵
- کلیمانجارو (آفریقا) - ۱۹۸۰
- آکونکاگوا (آمریکای جنوبی) - ۱۹۸۷
- دنالی / مککینلی (آمریکای شمالی) - ۱۹۸۸
- البروس (اروپا) - ۱۹۸۹
- وینسون ماسیف (قطب جنوب) - ۱۹۹۱
- پونچاک جایا (اقیانوسیه) - ۱۹۹۲
۲. حفاظت از طبیعت و پاکسازی اورست
در دهههای پایانی عمر، جونکو دکترای محیطزیست خود را از دانشگاه کیوشو دریافت کرد. موضوع پژوهش او زبالههای رهاشده در هیمالیا بود. او بارها به عنوان مدیر کمپینهای پاکسازی زبالهها و کپسولهای خالی به اورست بازگشت و سازمان Himalayan Adventure Trust of Japan را برای ترویج اصول کوهنوردی پاک (Leave No Trace) پایهگذاری کرد.

۷. جدول دستاوردها و گاهشمار صعودهای شاخص جونکو تابئی
| سال میلادی | قله / منطقه | ارتفاع | دستاورد و اهمیت تاریخی |
|---|---|---|---|
| ۱۹۶۹ | تأسیس باشگاه LMC | ژاپن | راهاندازی نخستین باشگاه کوهنوردی تمامزنانه ژاپن |
| ۱۹۷۰ | آناپورنا ۳ | ۷۵۵۵ متر | صعود نخستین مسیر فنی تمامزنانه در هیمالیا |
| ۱۹۷۵ | اورست | ۸۸۴۸ متر | نخستین صعود زنانه تاریخ به بام جهان |
| ۱۹۸۰ | کلیمانجارو | ۵۸۹۵ متر | بلندترین نقطه قاره آفریقا |
| ۱۹۸۷ | آکونکاگوا | ۶۹۶۱ متر | بلندترین قله آمریکای جنوبی |
| ۱۹۸۸ | دنالی (مککینلی) | ۶۱۹۰ متر | صعود در شرایط قطبی آمریکای شمالی |
| ۱۹۸۹ | البروس | ۵۶۴۲ متر | بام قاره اروپا |
| ۱۹۹۱ | وینسون ماسیف | ۴۸۹۲ متر | صعود در یخبندانهای بیپایان قطب جنوب |
| ۱۹۹۲ | پونچاک جایا | ۴۸۸۴ متر | تکمیل پروژه ۷ قله به عنوان نخستین زن جهان |
۸. درسهای ماندگار جونکو تابئی برای کوهنوردان امروز
داستان جونکو صرفاً یک بیوگرافی تاریخی نیست؛ یک دستورالعمل جامع برای تابآوری روانی و برنامهریزی در طبیعت است:
۱. تکنیک بر قدرت عضلانی خام غلبه میکند
جونکو بارها ثابت کرد که در ارتفاعات بالا، گامبرداری یکنواخت، مصرف بهینه کالری، حفظ آرامش تنفسی و هوش تقسیم وزن در کولهپشتی، بسیار کارآمدتر از جثه بزرگ و قدرت عضلانی بدون کنترل است.
۲. شکست، پایان مسیر نیست؛ بازتنظیم نقشه است
او پس از مدفون شدن زیر بهمن، تسلیم شوک روانی نشد. او شرایط را تحلیل کرد، زمان لازم برای ریکاوری فیزیولوژیک را به بدنش داد و با ارادهای قویتر مسیر را ادامه داد.
۳. کوهنوردی پایدار و احترام به بومسازگان کوهستان
درس بزرگ دهههای پایانی عمر او این بود: «صعود به قله زمانی ارزشمند است که کوه را برای نسلهای بعد، تمیزتر از زمانی که وارد آن شدیم ترک کنیم.»
جمعبندی
جونکو تابئی در سال ۲۰۱۶ و در سن ۷۷ سالگی پس از سالها مبارزه با بیماری سرطان چشم از جهان فروبست؛ زنی که تا آخرین ماههای عمرش همراه با دانشآموزان آسیبدیده از زلزله فوکوشیما به قله کوه فوجی صعود میکرد.
او به ما آموخت که محدودیتهای فیزیکی، کمبود امکانات مالی و پیشداوریهای اجتماعی، موانعی واقعی نیستند؛ تنها مرز حقیقی، باورهای ذهنی ماست. هر بار که کولهپشتی خود را میبندید و بند کفشهایتان را محکم میکنید، به یاد داشته باشید که ردپای این بانوی پیشگام بر بلندترین قلههای جهان، شاهدی ابدی بر قدرت بیپایان اراده انسان است.
.
.
.